مطالب مفید

چکیده مصاحبه مقداد ولایی موسس جاب ویژن درباره انتخاب رشته و شغل مناسب

تقریبا همه ما در مسیر شغلی گاهی با این سوال ها روبه رو می شویم: «واقعا کارم ارزش دارد؟»، «آیا مسیر درستی انتخاب کردم؟»، «نکند این همه سال تحصیل و تلاش بی فایده بوده؟».
مقداد ولایی، هم بنیان گذار جاب ویژن، کسی است که خودش این سردرگمی ها را تجربه کرده و با تصمیم هایی جسورانه توانسته مسیر تازه ای بسازد. او امروز به عنوان یکی از کارآفرینان موفق حوزه منابع انسانی شناخته می شود و درس هایش می تواند راهنمای ما هم باشد.


خلاصه نکات مهم

درس پیام اصلی پرسش برای شما
۱٫ گذشته را رها کن حیف آینده است، نه گذشته آیا در کاری مانده ام فقط چون برایش وقت و هزینه صرف کرده ام؟
۲٫ پل های فرار را بسوزان موفقیت یعنی تعهد کامل چه گزینه های پشتیبانی دارم که مانع تمرکز من شده اند؟
۳٫ صرفه جویی نابجا گاهی ارزان کار کردن، گران تمام می شود آیا به خاطر کم کردن هزینه ها، فرصت های مهم را از دست داده ام؟
۴٫ تمرکز روی اصل کار استراتژی یعنی «نه گفتن» ارزش اصلی من در کار چیست؟
۵٫ رهبر واقعی را بشناس ژنرال کسی است که ساخته، نه فقط مدیریت کرده آیا فردی که جذب می کنم اهل ساختن است یا فقط تجربه آماده دارد؟
۶٫ نقشه ۱، ۵ و ۱۰ ساله کشف → یادگیری → رشد الان در کدام مرحله هستم و قدم بعدی ام چیست؟

درس اول: حیف آینده است، نه گذشته

خیلی وقت ها ما فقط به این دلیل در یک رشته یا شغل باقی می مانیم که سال ها برایش وقت و انرژی گذاشته ایم. این همان «خطای هزینه سوخته» است.

مثال از مقداد ولایی

او رتبه ۱۰ کنکور بود. همه انتظار داشتند برق شریف بخواند. اما او برق تهران را انتخاب کرد. بعدتر هم با وجود فشارهای زیاد، از دکترای مدیریت انصراف داد چون فهمید علاقه ای ندارد. جمله معروفش این است:
«گذشته که گذشت، حیف آینده است اگر روی چیزی بگذارم که دوستش ندارم.»

نتیجه برای شما

اگر امروز در کاری گیر کرده ای فقط چون «حیف است»، وقتش رسیده فکر آینده باشی، نه گذشته.


درس دوم: پل های فرار را بسوزان

اگر همیشه یک «راه فرار» در ذهن مان داشته باشیم، هیچ وقت تمام قد پای مسیر اصلی نمی ایستیم.

مثال از مقداد ولایی

او و شریکش وقتی جاب ویژن را راه انداختند، با وجود داشتن شغل های خوب، همه چیز را کنار گذاشتند. حتی به دوستی در آمریکا گفت:
«اگر پاره وقت شروع کنی، ۱۰۰ درصد شکست می خوری. باید همه وجودت را بگذاری.»

نتیجه برای شما

اگر می خواهی در مسیر شغلی یا بیزنس موفق شوی، باید گزینه های جانبی ای که فقط وقت و انرژی ات را می خورند کنار بگذاری.


درس سوم: صرفه جویی نابجا

صرفه جویی همیشه خوب نیست. مخصوصا وقتی باعث عقب ماندن از رقبا شود.

مثال از مقداد ولایی

او و تیمش اول کار گفتند «دفتر لازم نیست» و با یک فریلنسر جلو رفتند. نتیجه؟ یک سال تاخیر در لانچ. وقتی بالاخره دفتر گرفتند و برنامه نویس تمام وقت آوردند، در یک ماه به اندازه شش ماه پیشرفت کردند.

نتیجه برای شما

گاهی خرج کردن به موقع، خودش سرمایه گذاری است. صرفه جویی نابجا می تواند آینده کار را نابود کند.


درس چهارم: تمرکز روی اصل کار

استراتژی واقعی این نیست که همه کارها را انجام بدهی، بلکه یعنی انتخاب کنی چه کارهایی را انجام ندهی.

مثال از مقداد ولایی

جاب ویژن خدمات زیادی ارائه می داد. حتی کانون ارزیابی موفقی داشت که مشتریان راضی بودند. اما او فهمید اصل کارشان «استخدام رقم زدن» است و باقی چیزها «سس و مخلفات». اگر غذای اصلی نباشد، رستوران تعطیل می شود!

نتیجه برای شما

از خودت بپرس: «اصل ارزش من چیست؟» باقی چیزها اگر هم خوب باشند، نباید تمرکزت را بگیرند.


درس پنجم: رهبر واقعی را بشناس

وقتی شرکت بزرگ می شود، مدیران قوی نیاز دارد. اما چه کسی بهترین گزینه است؟

مثال از مقداد ولایی

او می گوید اگر شرکتی ۱۰۰ نفره هستی و می خواهی به ۱۰۰۰ نفر برسی، ژنرال تو کسی نیست که الان در یک شرکت ۱۰۰۰ نفره کار می کند، بلکه کسی است که کمک کرده یک شرکت از ۱۰۰ به ۱۰۰۰ برسد.

نتیجه برای شما

در استخدام مدیران، دنبال کسی باش که روش حل مسئله دارد و بلد است بسازد، نه فقط کسی که تجربه آماده یک سازمان بزرگ را تکرار می کند.


درس ششم: نقشه ۱، ۵ و ۱۰ ساله

برای موفقیت شغلی، بهتر است مسیرت را به سه مرحله تقسیم کنی:

  1. سال ۱ تا ۲: کشف → تجربه های مختلف، فهمیدن علاقه ها و بی علاقگی ها.

  2. ۵ سال بعد: یادگیری حداکثری → کار در شرکت های کوچک یا متوسط، گرفتن مسئولیت های متنوع، یادگیری سریع.

  3. ۱۰ سال به بعد: رشد و سرمایه گذاری → ورود به سازمان های بزرگ و استفاده از تجربه ها برای رسیدن به موقعیت های مدیریتی.

نتیجه برای شما

اگر می خواهی حرفه ای پیشرفت کنی، باید بدانی الان در کدام مرحله ای و برای رسیدن به مرحله بعدی چه مهارت هایی نیاز داری.


جمع بندی

درس های مقداد ولایی یک پیام ساده دارند: موفقیت یعنی انتخاب های سخت، نه راحت.
باید جرات داشته باشیم گذشته را رها کنیم، با تمام وجود متعهد شویم، از صرفه جویی های اشتباه پرهیز کنیم، روی اصل کار بمانیم، رهبران واقعی را بشناسیم و برای مسیر شغلی نقشه داشته باشیم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا